توسط Bluepetus
| چهارشنبه بیست و هفتم بهمن ۱۴۰۰ | 18:29
دیدن ۵تا فیلم از اول امروز تا الآن یکم ناجور بنظر میاد. در اصل احساس خوابآلودگی میکنم و قسمتهای جدید اون سریال رو دانلود نکردم وگرنه همچنان کار خاصی برای انجام ندارم. یا حداقل کاری که مشتاق انجامش باشم. دیشب با دوساعت کار قسمت مهمی از پروژم رو انجام دادم. دلم میخواد برم سرکار، کارهای سخت انجام بدم بیدار بمونم برای کار و... اما اعتمادبنفس کمی درمورد کار دارم.حتی اگه خیلی هم خوب باشم نمیتونم باور کنم. تهش ربطش میدم به اینکه از من بهتر نبوده و دلیلش مهارت من نیس.
هفته دیگه فعالیتهای عادیم رو میتونم انجام بدم. مثلا میتونم تنهایی برم بیرون و چن ساعتی به خودم تکیه کنم.
دلم میخواد آشپزی کنم. مخصوصا غذاهای کرهای.
دیگه دارم میپذیرم که قرار نیست دوستام نقش خاصی تو زندگیم ایفا کنن. دارم تنهاییم رو میپذیرم و انگار باهاش مشکل زیادی هم ندارم.
با آقای الف هم یذره که حرف میزنم منجر به بحث و ناراحت کردن هردومون میشه. مثلا چون فوتبال دیده جای درس خوندن ازش عصبانی شدم. شاید بگید به توچه خب؟ خودمم میدونم به من ربطی نداره. هر چقدر هم با خودم سعی کردم منطقی حرف بزنم اثر نکرد. مادرم هم همینطور با پدرم رفتار میکنه. تلاشهای پدرم هیچوقت به چشمش کافی نیست. یه کمالگرایی مضخرف.
میترسم وارد دنیای کار شم. همونقدر که میخوامش، ازش میترسم.
خب پادکست گوش دادن تو مسیر رفت و برگشت، داشتن درآمد، تلاش کردن و... خیلی لذیذ هستن.
صبر میکنم تا شانسم رو برای ادامه تحصیل امتحان کنم. شاید اگه باز درس بخونم خیلی گرهها حل شن. مثلا درک درستتری از خودم پیدا کنم، مهارتم بیشتر شه، شاید تا اونموقع رو خودم کار کردم و کمتر حس ناکافی بودن کردم. نمیدونم دارم چکار میکنم راستش. فقط نمیخوام استعداد و تلاشهام استفاده نشده باقی بمونن. دلم میخواد از آقای الف جدا شم. بعد سه، چهار سال دیگه از من خیلی موفقتر شده باشه. اونوقت دوباره سر راه هم قرار بگیریم.
دلم میخواد سه روز بخوابم وقتی بیدار شدم رانندگیم عالی باشه، میخچه پام خوب شده باشه، پروژهام تموم شده باشه و روی شخصیتم کار کرده باشم. بعد دوباره شروع میکنم به فیلم دیدن...
مثلا لباس رسمی بپوشم و برای کار جای باشکوهی حضور داشته باشم. جای باشکوه منظورم یه جاییه که از نظر من اعتبار داشته باشه.
یه دوست بانمک که دغدغه من رو داشته باشه نیس؟ ینفر که کنارش حس اضافی بودن نکنم؟ یا حس نکنم خستهکننده و آزاردهنده هستم.
همینطور که معلومه دلم چیزهایی رو میخواد که قرار نیس پیش بیاد...