خب الف داره ناامیدم میکنه
چند سالی هست باهاش درارتباطم
تعهدی که بهش داشتم باعث شد با کسی ارتباط خاصی نداشته باشم. زیاد صمیمی نشم و همیشه حواسم به حدو مرزها باشه...
خب در مقابل عشق و حمایت و لحظات شیرین وتلخ و خیلی چیزها هم دریافت کردم
اما اخیرا ازش ناامید شدم
عجله ای برای سر و سامون دادن اوضاع نداره انگار
میگه که داره
حتی گاهی بی خواب میشه
اما مگه چقدر میشه روی این حساب باز کرد؟
مهم اینه که سالها زمان میبره تا شرایطش خوب شه. و این زمان برای من زیاده
ناامیدم کرده اونقدر که زیاد ناراحت نشدم صحبتم با اون آدم یکم طولانی تر شه....
امیدوارم تکلیفمون روشن شه
این خوب نیس