به تفاهم نرسیدیم
الف جا زد
یعنی خیلی تحت فشاره
حرکت خاصی نمیکنه
فقط تکی فکرهاش غرق میشه
تا پیش از این ازش میپرسیدم آخرین بار که گریه کردی؟ میگفت یادش نمیاد
و الآن وقت و بی وقت چشماش تر میشن
میگم همین غصه ها نشونه اینه که داری برا دل کندن اماده میشی
من نمیدونم سنگی ترم؟ از قبل خودم رو آماده کردم؟ یا تو باغ نیستم و قراره بعدا اذیت شم
من نمیفهمم کجا انعزاف به خرج دادم و کجا خودم رو زیر پا گذاشتم
من نمیفهمم که تا چقدر باید صبر کرد برا یه عشق یه رابطه امن یه حال خوش
نمیفهمم چقدر شدنیه و چقدر ناشدنی
من الف رو دوس دارم
چون امنه مهربونه اروم و باوقاره
چون حالم خوبه کنارش
عشق که کافی نیس
فقط میدونم اگه میخواست میشد
فکر میکنم واقعا نمیخواد