بخاطر اضطراب دیشبم میخوام یه صحبتی با خودم داشته باشم. درسته که پدرم شوکهای بدی وارد میکنه گاهی و به امنیت خانوادگی و امنیت از نظر خونه و این چیزها آسیب میزنه. اما من بدون اون هم میتونم زنده بمونم. قرار نیس کارتن خواب شم. و یادم نره که مهارتهایی هم دارم پس نترسم. میتونم از پس خودم بربیام. هر اتفاقی هم بیوفته من تواناییگذروندن زندگیم و دارم. شاید حتی برای شروع از آشناهایی کمک گرفتم و حتی شاید نه.
تصمیمم اینه که فعلا خیلی خیلی جدی درس بخونم. اگه تونستم عبور کنم برای ادامه تحصیل که خب مدتی از خونه دور میشم. و اگه نتونستم یه شغل پیدا میکنم و باز درس میخونم. و سال بعد دوباره امتحان میدم.
خب الآن یه نقشه داریم. کافیه یادم نره که هر لحظه که بخوام میتونم شاغل شم و از پسش برخواهم اومد. شاید گاهی کارهای کوچیکی انجام بدم. مثلا پروژهای چیزی بردارم. امیدوارم بشه.