فهمیدم کراش از اون مدلاس که دوست های معمولی دختر زیادی داره. ینفر بود که باهاش صمیمی بود. بهش گفتم چرا باهاش وارد رابطه نشده چون معیارهاشو داشت. گویا ایشون دوستاشون زیادن و خب کدوم دختری میتونه اون همه موارد حساسیت برانگیز و تحمل کنه؟ و مرز خیانت و روابط معمولش چطور مشخص میشه؟ پس هیچ. فقط وضعیت خنده داری بود. پسره آدم مستقلیه. آدم خوبی هم هست. قدبلند و چهرش هم اوکیه. حتی ورزشکار و هنرمند هم هست. خب معیارهای من و اون دختر شبیه هم بود. هی اون میگفت فلانی برا تو، من میگفتم نه اونو برای تو درنظر گرفتم...😂 خلاصه داشتیم پسر مردم و بین خودمون تعارف میکردیم.
آخر سر هم انگار هردومون حس کردیم این پسر معیار تعهدش احتمالا چندان قوی نباشه و هردو تا حدی بیخیالش شدیم.
آخه کی حال داره ببینه پارتنرش با دوستای دخترش زیادی گرم گرفته یانه؟ یا اصلا ممنوع کنی براش، اونوقت ازت متنفر نمیشه؟ بهتره با آدمی باشه که بهش بخوره. من آدم وفاداریم نیاز دارم پارتنرم هم همینقدر وفادار باشه. هعی امان از الف. فکر میکردم خیلی وفاداره. فکر میکردم مثلش رو کره زمین پیدا نمیشه. تا اینکه آخرش بهم نارو زد و فهمیدم یه خروار چیز برا قایم کردن داره. هعی الف. هعی