قسمتی واقعی و پنهان از من

  • صفحه اصلی
  • پروفایل
  • آرشیو
  • عناوین مطالب

در باب الف

توسط Bluepetus | چهارشنبه ششم تیر ۱۴۰۳ | 7:29

خواب دیدم مامانم داره با دخترهایی که ریلکس تر از من هستن بگو و بخند میکنه و حتی یه لحظه اصطلاحی که کمی پیش استفاده کرده بودم رو به زبون آورد.

انگار نه انگار خودش مسبب این حجم عظیم سرکوب بوده!

خیلی وقتا زجر کشیدم که چرا نمیتونم مثل خیلی های دیگه راحت باشم. نترسم از قضاوت و خودم رو آزادانه ابراز کنم.

این موضوع تازه نبود. انگار این فشاری که حس میکردم همیشه بخاطر مادرم بود که همزمان احساساتم رو سرکوب میکرد و بقیه ادمهایی که میتونستن ازاد باشن تو ابراز احساسات رو تحسین میکرد!

چه رفتار متناقضی!

رفتارهای پدرم هم به من آسیب زد. اینکه هیچوقت نتونستم بهش دلگدم باشم. قهر کردن هاش. قلدری ها، ضعفش...

هیچوقت نمیشد بهش تکیه کرد.

الف برای من بخشی از درمان روحم بود.

روحم دید میشه دیده شد و پذیرفته شد. میشه اصلا به جنجال کشیده بشه ارتباط و باز تعهد از بین نره.

اینکه دعوا کنیم و اون نره! خیلی بزرگ بود برا منی که با کوچکترین رفتار از سمت پدر و مادرم طرد میشدم.

الف قلبم رو تا حدی درمان کرد.

حداقل دیدم اینطور هم میشه ارتباط رو تجربه کرد.

از مادرم بیشتر برام مادری کرد و از پدرم بیشتر پدری...

مشخصات وب
از اینکه حرف دلم رو خوندی متشکرم . نظراتت واسم ارزشمند و زیبا هستن . روزگارت آباد♡
آرشیو وب
  • دی ۱۴۰۴
  • آذر ۱۴۰۴
  • آبان ۱۴۰۴
  • مهر ۱۴۰۴
  • شهریور ۱۴۰۴
  • مرداد ۱۴۰۴
  • تیر ۱۴۰۴
  • خرداد ۱۴۰۴
  • اردیبهشت ۱۴۰۴
  • فروردین ۱۴۰۴
  • اسفند ۱۴۰۳
  • بهمن ۱۴۰۳
  • دی ۱۴۰۳
  • آذر ۱۴۰۳
  • آبان ۱۴۰۳
  • مهر ۱۴۰۳
  • شهریور ۱۴۰۳
  • مرداد ۱۴۰۳
  • تیر ۱۴۰۳
  • خرداد ۱۴۰۳
  • اردیبهشت ۱۴۰۳
  • فروردین ۱۴۰۳
  • اسفند ۱۴۰۲
  • بهمن ۱۴۰۲
  • دی ۱۴۰۲
  • آذر ۱۴۰۲
  • آبان ۱۴۰۲
  • مهر ۱۴۰۲
  • شهریور ۱۴۰۲
  • مرداد ۱۴۰۲
  • تیر ۱۴۰۲
  • خرداد ۱۴۰۲
  • اردیبهشت ۱۴۰۲
  • فروردین ۱۴۰۲
  • اسفند ۱۴۰۱
  • بهمن ۱۴۰۱
  • آرشيو

B L O G F A . C O M

تمامی حقوق برای قسمتی واقعی و پنهان از من محفوظ است .