توسط Bluepetus
| پنجشنبه بیست و پنجم خرداد ۱۴۰۲ | 23:5
پدرم بعید میدونم دست از اشتباهاتش برداشته باشه. آدمیه که تظاهر میکنه همه چیز خوبه و بعد ادم متوجه میشه هیچی باقی نمونده.
مامانم یه ادم خودخواهه. الان وضع اینه که مادرم با پدرم قهر کرده. یه قهر که تو رفتار چندان مشخص شاید نباشه اما من میفهمم. پرسیدم. انکار نکرد. جو خونه واقعا بده
اونقدر بد که ترجیه دادم با شکم گرسنه بخوابم.
دلم میخواد خیلی گریه کنم
گناه دارم با این وضع زندگی کنم
عشق آرامش... من معنی خانواده رو بیشتر مراقبت ازشون فهمیدم. خستم از مامانبزرگ بودن.
بگذریم
بدبختی که یکی دوتا نیس