قسمتی واقعی و پنهان از من

  • صفحه اصلی
  • پروفایل
  • آرشیو
  • عناوین مطالب

باز چی شده

توسط Bluepetus | پنجشنبه بیست و پنجم خرداد ۱۴۰۲ | 23:5

پدرم بعید میدونم دست از اشتباهاتش برداشته باشه. آدمیه که تظاهر میکنه همه چیز خوبه و بعد ادم متوجه میشه هیچی باقی نمونده.

مامانم یه ادم خودخواهه. الان وضع اینه که مادرم با پدرم قهر کرده. یه قهر که تو رفتار چندان مشخص شاید نباشه اما من میفهمم. پرسیدم. انکار نکرد. جو خونه واقعا بده

اونقدر بد که ترجیه دادم با شکم گرسنه بخوابم.

دلم میخواد خیلی گریه کنم

گناه دارم با این وضع زندگی کنم

عشق آرامش‌... من معنی خانواده رو بیشتر مراقبت ازشون فهمیدم. خستم از مامانبزرگ بودن.

بگذریم

بدبختی که یکی دوتا نیس

مشخصات وب
از اینکه حرف دلم رو خوندی متشکرم . نظراتت واسم ارزشمند و زیبا هستن . روزگارت آباد♡
آرشیو وب
  • دی ۱۴۰۴
  • آذر ۱۴۰۴
  • آبان ۱۴۰۴
  • مهر ۱۴۰۴
  • شهریور ۱۴۰۴
  • مرداد ۱۴۰۴
  • تیر ۱۴۰۴
  • خرداد ۱۴۰۴
  • اردیبهشت ۱۴۰۴
  • فروردین ۱۴۰۴
  • اسفند ۱۴۰۳
  • بهمن ۱۴۰۳
  • دی ۱۴۰۳
  • آذر ۱۴۰۳
  • آبان ۱۴۰۳
  • مهر ۱۴۰۳
  • شهریور ۱۴۰۳
  • مرداد ۱۴۰۳
  • تیر ۱۴۰۳
  • خرداد ۱۴۰۳
  • اردیبهشت ۱۴۰۳
  • فروردین ۱۴۰۳
  • اسفند ۱۴۰۲
  • بهمن ۱۴۰۲
  • دی ۱۴۰۲
  • آذر ۱۴۰۲
  • آبان ۱۴۰۲
  • مهر ۱۴۰۲
  • شهریور ۱۴۰۲
  • مرداد ۱۴۰۲
  • تیر ۱۴۰۲
  • خرداد ۱۴۰۲
  • اردیبهشت ۱۴۰۲
  • فروردین ۱۴۰۲
  • اسفند ۱۴۰۱
  • بهمن ۱۴۰۱
  • آرشيو

B L O G F A . C O M

تمامی حقوق برای قسمتی واقعی و پنهان از من محفوظ است .