توسط Bluepetus
| جمعه چهاردهم بهمن ۱۴۰۱ | 18:15
آهنگ رو میشنوم.
عاشقانس اما با عاشقانههاش معروف نشد.
فکر میکنم به آدم. موجود پیچیده و چندبعدی.
فکر میکنم به سمت دیگهی این آهنگ عاشقانه
به ماجرا و حس و حال اون آدم...
بنظرم اشکال آدمها تعدادشونه. اونقدر زیادن که گاهی یادمون میره هر کدوم واقعا آدم هستن و چه پیچ و خم ذهنیای دارن.
توی اخبار خیلی راحت عددهای دو رقمی، سه رقمی یا حتی چهار رقمی بیان میکنن از کشتهشدههای حادثهای. مرگ یه داستان، پایان بیموقع یه کتاب، ماجرایی نصفه و نیمه مونده... مگه به همین راحتیاس؟
ردیفهایی از آدمها دوشادوش اسلحه بدست به سمت میدان نبرد حرکت میکنن. همه یکدست لباس پوشیدهان و یک شکل عمل میکنن. تفاوت داستانهاشون کو پس؟ بعد انسانیشون؟
هر آدم یه ماجراس