قسمتی واقعی و پنهان از من

  • صفحه اصلی
  • پروفایل
  • آرشیو
  • عناوین مطالب

خبر خوب یا بد

توسط Bluepetus | دوشنبه هفتم شهریور ۱۴۰۱ | 19:5

الآن تو وضعیتم که هیچ چیزی خوشحالم نمیکنه. هیچی! همه چیز میتونه ناراحتم کنه حتی چیزهای خوب!

دلم میخواد سالها یا حتی ماه‌ها گریه کنم.

اینا موقتیه. یعنی میدونم حالی به این داغونی همیشگی نمیتونه باشه. اما دلم گرفتهههههه.

الف هم قبول شد. میتونستیم باهم باز یه دانشگاه و یه شهر باشیم. و اون خوابشو دیده بود که چی قبول شدم. جالبه. دقیقا همون رو قبول شدم. با اینکه خیلی میخواستمش اما خوشحال نیستم. خیلی ناراحتم. اونموقع اینکه شهر خودم بمونم رو از هر چی بیشتر میخواستم اما الآن...

یذره نفسگیره. خیلی کم. از یه طرف حس میکنم لازمه واسم. چون وارد جایی میشم که خودم رو از آدمهاش کمتر حس میکردم. بهرحال مهم نبوووود. مگه آدم حس فقر کنه از نداشتن چیزی وقتی بدستش میاره حس میکنه غنی هست؟ از نظر من اون ماجراها درست‌بشو نیس مگه از راهش.

نمیدونم چرا انقدر غمگینم.

چرا غم خب؟

یه درس جالب گرفتم. چیزی که الآن از ته دلم میخوام رو دو ماه دیگه شاید اصلا نخوام! یادم باشههههه. مهم هم نیس البته.

مشخصات وب
از اینکه حرف دلم رو خوندی متشکرم . نظراتت واسم ارزشمند و زیبا هستن . روزگارت آباد♡
آرشیو وب
  • دی ۱۴۰۴
  • آذر ۱۴۰۴
  • آبان ۱۴۰۴
  • مهر ۱۴۰۴
  • شهریور ۱۴۰۴
  • مرداد ۱۴۰۴
  • تیر ۱۴۰۴
  • خرداد ۱۴۰۴
  • اردیبهشت ۱۴۰۴
  • فروردین ۱۴۰۴
  • اسفند ۱۴۰۳
  • بهمن ۱۴۰۳
  • دی ۱۴۰۳
  • آذر ۱۴۰۳
  • آبان ۱۴۰۳
  • مهر ۱۴۰۳
  • شهریور ۱۴۰۳
  • مرداد ۱۴۰۳
  • تیر ۱۴۰۳
  • خرداد ۱۴۰۳
  • اردیبهشت ۱۴۰۳
  • فروردین ۱۴۰۳
  • اسفند ۱۴۰۲
  • بهمن ۱۴۰۲
  • دی ۱۴۰۲
  • آذر ۱۴۰۲
  • آبان ۱۴۰۲
  • مهر ۱۴۰۲
  • شهریور ۱۴۰۲
  • مرداد ۱۴۰۲
  • تیر ۱۴۰۲
  • خرداد ۱۴۰۲
  • اردیبهشت ۱۴۰۲
  • فروردین ۱۴۰۲
  • اسفند ۱۴۰۱
  • بهمن ۱۴۰۱
  • آرشيو

B L O G F A . C O M

تمامی حقوق برای قسمتی واقعی و پنهان از من محفوظ است .