قسمتی واقعی و پنهان از من

  • صفحه اصلی
  • پروفایل
  • آرشیو
  • عناوین مطالب

چشم گردویی

توسط Bluepetus | چهارشنبه بیست و ششم مرداد ۱۴۰۱ | 9:55

"من اینجا هستم، روی یک تخت، توی اتاقِ یک هتل تنها درحال ملاقاتِ خودم. چیز جدیدی درباره خودم فهمیده‌ام. شاید چیزهای بیشتری برای فهمیدن باشد.

سلام روح من! من درحال فهمیدن این‌ام که تو عاشق چه چیزی هستی. باید بیشتر از این موقعیت‌ها برای خودمان فراهم کنم. قول میدهم. من خودم را ملاقات کرده‌ام و حالا می‌خواهم از او به شدت مراقبت کنم؛ حداقل به همان شدتی که از آدم‌های دیگر زندگی‌ام مراقبت می‌کنم. خودم را تنها نمی‌گذارم. خودم را نادیده نمی‌گیرم. دوباره خودم را گم نمیکنم."

این تکه از کتاب جنگجوی عشق رو دیدم، یادم به حرف های اخیرم افتاد البته این دو سه روز نه.

فعلا بیماری و ناراحتی کمی من رو درگیر کرده. کروناس یا سرماخوردگی. بهرحال دیشب هم اونقدر گریه کردم که چشمم از ورم به سختی بازه.

میدونید اخرین اتفاق دیشب چی بود؟ فهمیدم شوهر یکی ار دوستام فوت کرده.

روزگار دونفر و هم که نیاز به تحمل هم نداشتن نتونست ببینه. این حرفم اغراقه میدونم.

یکم ورم چشمم بخوابه این دو سه روز یه عالمه کتاب میخونم.

شاید هم یه سوژه رو شروع به پرداختن کردم. بوی پاییز چقدر خوشحالم میکنه.

سرما و بوش...

شب های طولانی چی؟

شاید یه کاریش کردم.

مشخصات وب
از اینکه حرف دلم رو خوندی متشکرم . نظراتت واسم ارزشمند و زیبا هستن . روزگارت آباد♡
آرشیو وب
  • دی ۱۴۰۴
  • آذر ۱۴۰۴
  • آبان ۱۴۰۴
  • مهر ۱۴۰۴
  • شهریور ۱۴۰۴
  • مرداد ۱۴۰۴
  • تیر ۱۴۰۴
  • خرداد ۱۴۰۴
  • اردیبهشت ۱۴۰۴
  • فروردین ۱۴۰۴
  • اسفند ۱۴۰۳
  • بهمن ۱۴۰۳
  • دی ۱۴۰۳
  • آذر ۱۴۰۳
  • آبان ۱۴۰۳
  • مهر ۱۴۰۳
  • شهریور ۱۴۰۳
  • مرداد ۱۴۰۳
  • تیر ۱۴۰۳
  • خرداد ۱۴۰۳
  • اردیبهشت ۱۴۰۳
  • فروردین ۱۴۰۳
  • اسفند ۱۴۰۲
  • بهمن ۱۴۰۲
  • دی ۱۴۰۲
  • آذر ۱۴۰۲
  • آبان ۱۴۰۲
  • مهر ۱۴۰۲
  • شهریور ۱۴۰۲
  • مرداد ۱۴۰۲
  • تیر ۱۴۰۲
  • خرداد ۱۴۰۲
  • اردیبهشت ۱۴۰۲
  • فروردین ۱۴۰۲
  • اسفند ۱۴۰۱
  • بهمن ۱۴۰۱
  • آرشيو

B L O G F A . C O M

تمامی حقوق برای قسمتی واقعی و پنهان از من محفوظ است .