قسمتی واقعی و پنهان از من

  • صفحه اصلی
  • پروفایل
  • آرشیو
  • عناوین مطالب

قدم به قدم

توسط Bluepetus | شنبه بیست و هشتم خرداد ۱۴۰۱ | 21:25

شجاعتم رو جمع کردم و با استادم درمورد مواردی که بلد بودم و مواردی که تسلط نداشتم صحبت کردم.

شجاعتم رو جمع میکنم و برای درخواست کار خودم رو آماده میکنم. فکر میکنم کم‌کم میتونم این کار رو انجام بدم.

از همین الآن ایمیل و شماره تلفن شرکت‌ها رو توی دفترچه یادداشت میکنم و فردا صبح باهاشون تماس میگیرم. اگه رزومه خواستن ایمیل میکنم و اگه نیاز به مصاحبه بود میرم. اونقدرها هم مسئله بزرگی نیست. از پسش برمیام.

پدرم کجاست و چکار میکنه؟ چه فرقی داره؟ اون چیزی که من دارم از دست میدم خیلی بزرگه. هر کار ابلهانه‌ای انجام بده از روی مرضه. اهمال‌کاری مادرم هم از مرضه. مثل اهمال‌کاری خودم که از ترسم نشات گرفته. اینکه الکی پیش خودم وانمود کردم نیاز به استراحت دارم. نداشتم ولی!

پس همین امشب شروع میکنم. شرکت‌ها رو لیست میکنم. قرار نیست آسون باشه. بعد از این هم تلخی‌هایی در انتظارم هست. فقط مسئله عبوره. میخوام عبور کنم.

مشخصات وب
از اینکه حرف دلم رو خوندی متشکرم . نظراتت واسم ارزشمند و زیبا هستن . روزگارت آباد♡
آرشیو وب
  • دی ۱۴۰۴
  • آذر ۱۴۰۴
  • آبان ۱۴۰۴
  • مهر ۱۴۰۴
  • شهریور ۱۴۰۴
  • مرداد ۱۴۰۴
  • تیر ۱۴۰۴
  • خرداد ۱۴۰۴
  • اردیبهشت ۱۴۰۴
  • فروردین ۱۴۰۴
  • اسفند ۱۴۰۳
  • بهمن ۱۴۰۳
  • دی ۱۴۰۳
  • آذر ۱۴۰۳
  • آبان ۱۴۰۳
  • مهر ۱۴۰۳
  • شهریور ۱۴۰۳
  • مرداد ۱۴۰۳
  • تیر ۱۴۰۳
  • خرداد ۱۴۰۳
  • اردیبهشت ۱۴۰۳
  • فروردین ۱۴۰۳
  • اسفند ۱۴۰۲
  • بهمن ۱۴۰۲
  • دی ۱۴۰۲
  • آذر ۱۴۰۲
  • آبان ۱۴۰۲
  • مهر ۱۴۰۲
  • شهریور ۱۴۰۲
  • مرداد ۱۴۰۲
  • تیر ۱۴۰۲
  • خرداد ۱۴۰۲
  • اردیبهشت ۱۴۰۲
  • فروردین ۱۴۰۲
  • اسفند ۱۴۰۱
  • بهمن ۱۴۰۱
  • آرشيو

B L O G F A . C O M

تمامی حقوق برای قسمتی واقعی و پنهان از من محفوظ است .