قسمتی واقعی و پنهان از من

  • صفحه اصلی
  • پروفایل
  • آرشیو
  • عناوین مطالب

حال‌ نویس

توسط Bluepetus | سه شنبه بیست و سوم شهریور ۱۴۰۰ | 19:47

وقت مشاوره دارم اما الان حس میکنم انقدر حالم خوبه که حرفی برا گفتن ندارم . مثل اینکه به من چه و به تو چه کار خودشو کرده و منو از جهنمم بیرون انداخته ...

چن ساعت پیش چشمم رو که میبستم آدم قدیمی تو ذهنم میومد و هرچی میخواستم لحظات رمانتیک تصور کنم با آدم جدید ، یهو چهره اون میومد تو ذهنم .

نمیخوااااااام .

شاید چن وقت باهاش وقت بگذرونم بتونم بفهمم بت نیس شاید از ذهنم بیرون بره ....یعنی نرفته بیرون ؟

بهرحال وقتی که دیدمش اخیرا لپام سرخ نشد ، قلب تالاپ تولوپ نکرد و هیچ حال عجیبی نداشتم . راحت خندیدم راحت حرف زدم و راحت خودم بودم .

انگار جای نگرانی نیس .

دلم میخواد خیلی پولدار شم ، نه تنها حتی دوست دارم خیرم به بقیه هم برسه .

رویاهای شیرین و بزرگی دارم .

مخصوصا قشری که پول کمتری به جیبش میاد .

چه رویاهایی.....

مشخصات وب
از اینکه حرف دلم رو خوندی متشکرم . نظراتت واسم ارزشمند و زیبا هستن . روزگارت آباد♡
آرشیو وب
  • بهمن ۱۴۰۴
  • دی ۱۴۰۴
  • آذر ۱۴۰۴
  • آبان ۱۴۰۴
  • مهر ۱۴۰۴
  • شهریور ۱۴۰۴
  • مرداد ۱۴۰۴
  • تیر ۱۴۰۴
  • خرداد ۱۴۰۴
  • اردیبهشت ۱۴۰۴
  • فروردین ۱۴۰۴
  • اسفند ۱۴۰۳
  • بهمن ۱۴۰۳
  • دی ۱۴۰۳
  • آذر ۱۴۰۳
  • آبان ۱۴۰۳
  • مهر ۱۴۰۳
  • شهریور ۱۴۰۳
  • مرداد ۱۴۰۳
  • تیر ۱۴۰۳
  • خرداد ۱۴۰۳
  • اردیبهشت ۱۴۰۳
  • فروردین ۱۴۰۳
  • اسفند ۱۴۰۲
  • بهمن ۱۴۰۲
  • دی ۱۴۰۲
  • آذر ۱۴۰۲
  • آبان ۱۴۰۲
  • مهر ۱۴۰۲
  • شهریور ۱۴۰۲
  • مرداد ۱۴۰۲
  • تیر ۱۴۰۲
  • خرداد ۱۴۰۲
  • اردیبهشت ۱۴۰۲
  • فروردین ۱۴۰۲
  • اسفند ۱۴۰۱
  • آرشيو

B L O G F A . C O M

تمامی حقوق برای قسمتی واقعی و پنهان از من محفوظ است .