قسمتی واقعی و پنهان از من

  • صفحه اصلی
  • پروفایل
  • آرشیو
  • عناوین مطالب

فکنده در خاک

توسط Bluepetus | سه شنبه دهم مرداد ۱۴۰۲ | 20:51

الف گفت عادت کردی به حال بد...

عادت؟ همین؟ کبودیای دست مامانم و ببینم و فکر کنم بعد از این هم از بنفش خوشم میاد؟ یا موقع خواب وقتی میخوام بخوابم جاهای مختلف بدنم درد گرفت... اونها هم عادت هستن؟

اینکه فهمیدم با این همه بدن درد تازه مراعتمو کرده بابا واسه زدن این چی؟ این هم عادته؟

انرژی منفی؟ این حرفهای پوچ چیه آخه؟ به احساسات احترام بذاریم.

در کل الآن یه آوار رو دلم هست. پدری که هم دوستش دارم و هم اینکه هیچ جوری حس اطمینان و امنیت بهم نمیده.

هر سمت رو نگاه میکنم هم احتمال بهتر شدنش هست و هم بدتر شدن... و خب توی وضعیت فعلی یکم هم بدتر شدن بنظر خارج از محدوده صبرم میاد.

فعلا زمدگیم در جهت نشدن پیش میره...

فعلا نمیشه

مشخصات وب
از اینکه حرف دلم رو خوندی متشکرم . نظراتت واسم ارزشمند و زیبا هستن . روزگارت آباد♡
آرشیو وب
  • بهمن ۱۴۰۴
  • دی ۱۴۰۴
  • آذر ۱۴۰۴
  • آبان ۱۴۰۴
  • مهر ۱۴۰۴
  • شهریور ۱۴۰۴
  • مرداد ۱۴۰۴
  • تیر ۱۴۰۴
  • خرداد ۱۴۰۴
  • اردیبهشت ۱۴۰۴
  • فروردین ۱۴۰۴
  • اسفند ۱۴۰۳
  • بهمن ۱۴۰۳
  • دی ۱۴۰۳
  • آذر ۱۴۰۳
  • آبان ۱۴۰۳
  • مهر ۱۴۰۳
  • شهریور ۱۴۰۳
  • مرداد ۱۴۰۳
  • تیر ۱۴۰۳
  • خرداد ۱۴۰۳
  • اردیبهشت ۱۴۰۳
  • فروردین ۱۴۰۳
  • اسفند ۱۴۰۲
  • بهمن ۱۴۰۲
  • دی ۱۴۰۲
  • آذر ۱۴۰۲
  • آبان ۱۴۰۲
  • مهر ۱۴۰۲
  • شهریور ۱۴۰۲
  • مرداد ۱۴۰۲
  • تیر ۱۴۰۲
  • خرداد ۱۴۰۲
  • اردیبهشت ۱۴۰۲
  • فروردین ۱۴۰۲
  • اسفند ۱۴۰۱
  • آرشيو

B L O G F A . C O M

تمامی حقوق برای قسمتی واقعی و پنهان از من محفوظ است .