قسمتی واقعی و پنهان از من

  • صفحه اصلی
  • پروفایل
  • آرشیو
  • عناوین مطالب

خوش نمیگذره

توسط Bluepetus | پنجشنبه پنجم مرداد ۱۴۰۲ | 10:13

جمع خانوادگی و فامیلی انقدر پرتنش هست که ترجیح میدم روی تخت دراز بکشم. پدرم کوچکترین کاری کنه کنه مادرم بدخلق میشه و البته پدرم هم گاهی کارهای نگران کننده انجام میده اما مادرم یه زن تمامیت خواه هست. تماما باید پدرم مطابق میلش باشه و نه درصد یا بخشی از اون. لباسها رفتارها رفت و آمدها خرید هر چیزی باید موردقبول مادرم باشه.

من خستم از فکر زیاد. فکرهایی که حتی جلوی مرورشون توی مغزم رو میگیرم.

گاهی به الف نگاه میکنم. از خووم میپرسم ارزشش رو داره؟ سختی‌ها ریسک‌ها عدم قطعیت ها....

نمیدونم واقعا

در این مرحله از زندگیم میخوام تنهاترین موجود باشم چون همه چیز زیادی ازم انرژی گرفته

مشخصات وب
از اینکه حرف دلم رو خوندی متشکرم . نظراتت واسم ارزشمند و زیبا هستن . روزگارت آباد♡
آرشیو وب
  • بهمن ۱۴۰۴
  • دی ۱۴۰۴
  • آذر ۱۴۰۴
  • آبان ۱۴۰۴
  • مهر ۱۴۰۴
  • شهریور ۱۴۰۴
  • مرداد ۱۴۰۴
  • تیر ۱۴۰۴
  • خرداد ۱۴۰۴
  • اردیبهشت ۱۴۰۴
  • فروردین ۱۴۰۴
  • اسفند ۱۴۰۳
  • بهمن ۱۴۰۳
  • دی ۱۴۰۳
  • آذر ۱۴۰۳
  • آبان ۱۴۰۳
  • مهر ۱۴۰۳
  • شهریور ۱۴۰۳
  • مرداد ۱۴۰۳
  • تیر ۱۴۰۳
  • خرداد ۱۴۰۳
  • اردیبهشت ۱۴۰۳
  • فروردین ۱۴۰۳
  • اسفند ۱۴۰۲
  • بهمن ۱۴۰۲
  • دی ۱۴۰۲
  • آذر ۱۴۰۲
  • آبان ۱۴۰۲
  • مهر ۱۴۰۲
  • شهریور ۱۴۰۲
  • مرداد ۱۴۰۲
  • تیر ۱۴۰۲
  • خرداد ۱۴۰۲
  • اردیبهشت ۱۴۰۲
  • فروردین ۱۴۰۲
  • اسفند ۱۴۰۱
  • آرشيو

B L O G F A . C O M

تمامی حقوق برای قسمتی واقعی و پنهان از من محفوظ است .