قسمتی واقعی و پنهان از من

  • صفحه اصلی
  • پروفایل
  • آرشیو
  • عناوین مطالب

کسالت

توسط Bluepetus | شنبه بیستم اسفند ۱۴۰۱ | 22:49

امروز به شدت کلافه بودم

روز سختی بود. خیلی تلاش کردم تکون بخورم اما نتونستم.

دپرس بودم و ناامید.

شب پدرم اومد از حالات مادرم حدس زدم باهم مشکلاتی دارن. حدس زدم مربوط به شخص سوم هست. خب دپرس شدم. انرژیم کمتر شد. دلم گریه میخواد اما مادرم هم وقتی بحرانی نیست اقدامی نمیکنه. خب موقع بحران هم نمیشهاقدام خاصی داشت پس دائما باید متوجه راز نگه داشته شدن محتویات گوشی بابا و گاهی بدخلق شدنش و گاهی خوش خلق شدنش و هراز گاهی لو رفتن چیزی باشم.

قرار نیس اتفاق خاصی بیوفته. حتی امیدی به تموم شدن این مسائل با بالا رفتن سن پدرم هم ندارم.

از اینها گذشته خودم هم خیلی خیلی خسته ام

هم جسمی هم روحی

نمیدونم آخرو عاقبتمون شر هست یا خیر

مشخصات وب
از اینکه حرف دلم رو خوندی متشکرم . نظراتت واسم ارزشمند و زیبا هستن . روزگارت آباد♡
آرشیو وب
  • بهمن ۱۴۰۴
  • دی ۱۴۰۴
  • آذر ۱۴۰۴
  • آبان ۱۴۰۴
  • مهر ۱۴۰۴
  • شهریور ۱۴۰۴
  • مرداد ۱۴۰۴
  • تیر ۱۴۰۴
  • خرداد ۱۴۰۴
  • اردیبهشت ۱۴۰۴
  • فروردین ۱۴۰۴
  • اسفند ۱۴۰۳
  • بهمن ۱۴۰۳
  • دی ۱۴۰۳
  • آذر ۱۴۰۳
  • آبان ۱۴۰۳
  • مهر ۱۴۰۳
  • شهریور ۱۴۰۳
  • مرداد ۱۴۰۳
  • تیر ۱۴۰۳
  • خرداد ۱۴۰۳
  • اردیبهشت ۱۴۰۳
  • فروردین ۱۴۰۳
  • اسفند ۱۴۰۲
  • بهمن ۱۴۰۲
  • دی ۱۴۰۲
  • آذر ۱۴۰۲
  • آبان ۱۴۰۲
  • مهر ۱۴۰۲
  • شهریور ۱۴۰۲
  • مرداد ۱۴۰۲
  • تیر ۱۴۰۲
  • خرداد ۱۴۰۲
  • اردیبهشت ۱۴۰۲
  • فروردین ۱۴۰۲
  • اسفند ۱۴۰۱
  • آرشيو

B L O G F A . C O M

تمامی حقوق برای قسمتی واقعی و پنهان از من محفوظ است .