توسط Bluepetus
| دوشنبه بیست و ششم دی ۱۴۰۱ | 19:34
خیلی کلافه ام
دلم میخواد گریه کنم. خون گریه کنم
خوشی؟ کجاست؟ هر نفسم غمه
معدود تنشهای توی خونه هم قوز بالا قوز
دلم پره
الف نیس گاهی حس میکنم به شدت ازش دورم
بطور خلاصه تحت فشارم
اینهمه دویدن خودم هم میدونم آخرش هیچی نیس!
کل ماه کار میکنم ته ماه پولی دارم که کفاف نیازهای اصلیمو نمیده اما برا نیازهای به شدت غیرضروری کافیه.
خستم و دردناک
دلم میخواد بایستم دست بزنم به زانوهام و نفسی تازه کنم.
شب که موندگار نیس
تموم میشه این شب