قسمتی واقعی و پنهان از من

  • صفحه اصلی
  • پروفایل
  • آرشیو
  • عناوین مطالب

تنش‌های خانواده

توسط Bluepetus | پنجشنبه دوازدهم آبان ۱۴۰۱ | 22:25

خیلی وقته چیزی نگفتم.

الان نیاز دارم اعتراف کنم.

اعتراف کنم چقدر به پدرم احساس وابستگی دارم و چقدر ازش متنفرم

اعتراف میکنم اونقدر که از مادرم عصبانیم دوستش ندارم.

اعتراف میکنم از اون وقتاییه که کم آوردم. کمرم خم شده یجورایی. خیلی خستم. مخصوصا از پدرم.

از پدرم خیلی عصبانیم. برا اینکه به ظاهر باهاش صمیمی‌ام تا یه روز قلدری کنه و من رو از خودش دور کنه. گاهی قربون صدقه‌ام میره اما الکیه. دوس داره طوری که اون میخواد فکر کنم و رفتار کنم. آدمی که هستم رو دوست ندارم.

یه عروسک مطابق میل مادرم،پدرم و کم‌کم آلف.

من گم شدم بین همه چی

من خودم رو گم کردم.

از تمام شاخصه‌هایی که از نظر اونها مثبت هست و درمن میبینن متنفرم یا اینجوری بگم از تمام بخش‌های وجودم که موردعلاقه اونهاست متنفرم.

دارم یه حجم سنگینی رو هر روز حمل میکنم گاهی بار روی دوشم زیادی سنگینه. گاهی اما کمی سبک تر.

بهرحال روابط انسانی پیچیده‌ترین و سخت‌ترین بخش زندگیم هست.

از وضع اجتماعی هم فکر میکنم لازم به ذکر نباشه. حدسش سخت نیست که چطور اون هم بار روانی داره و آدم مگه میتونه نگران چن نفر باشه؟

مشخصات وب
از اینکه حرف دلم رو خوندی متشکرم . نظراتت واسم ارزشمند و زیبا هستن . روزگارت آباد♡
آرشیو وب
  • بهمن ۱۴۰۴
  • دی ۱۴۰۴
  • آذر ۱۴۰۴
  • آبان ۱۴۰۴
  • مهر ۱۴۰۴
  • شهریور ۱۴۰۴
  • مرداد ۱۴۰۴
  • تیر ۱۴۰۴
  • خرداد ۱۴۰۴
  • اردیبهشت ۱۴۰۴
  • فروردین ۱۴۰۴
  • اسفند ۱۴۰۳
  • بهمن ۱۴۰۳
  • دی ۱۴۰۳
  • آذر ۱۴۰۳
  • آبان ۱۴۰۳
  • مهر ۱۴۰۳
  • شهریور ۱۴۰۳
  • مرداد ۱۴۰۳
  • تیر ۱۴۰۳
  • خرداد ۱۴۰۳
  • اردیبهشت ۱۴۰۳
  • فروردین ۱۴۰۳
  • اسفند ۱۴۰۲
  • بهمن ۱۴۰۲
  • دی ۱۴۰۲
  • آذر ۱۴۰۲
  • آبان ۱۴۰۲
  • مهر ۱۴۰۲
  • شهریور ۱۴۰۲
  • مرداد ۱۴۰۲
  • تیر ۱۴۰۲
  • خرداد ۱۴۰۲
  • اردیبهشت ۱۴۰۲
  • فروردین ۱۴۰۲
  • اسفند ۱۴۰۱
  • آرشيو

B L O G F A . C O M

تمامی حقوق برای قسمتی واقعی و پنهان از من محفوظ است .