توسط Bluepetus
| سه شنبه یکم شهریور ۱۴۰۱ | 20:17
وقتی شیر خشمم رو باز کردم خیلی سریع و زیاد از الف عصبانی میشدم. گاهی فکر میکنم اون زمان از رابطهامون میترسیدم دلم میخواست هر چه زودتر تموم شه. اونموقع اون صبور بود. هر چند گاهی مقصر خم بود اما من میپذیرم که داشتم آشوب به پا میکردم.
بعد الف هم عصبانی شد. الآن خیلی عصبانیه. از تغییراتی که کردم بدش میاد. و صبرش هم تموم شده. توی دعوا اونقدر عصبانی میشه که میتونم واقعا حس کنم وقتی میگه نفسنفس میزنه از خشم.
هرچند چیز خاصی نمیگم. بهرحال سناریویی که تو ذهنم بود عملی شد. انقدر اذیتش کردم تا ازم جدا شه. و اونموقع دیگه ترس از دست دادنش رو نخواهم داشت.
باورم نمیشه اینکارو کردم.
حتی مطمئن هم میستم که خودم این کارو کردم.
بهرحال خیلی بهش نزدیک شدیم.