قسمتی واقعی و پنهان از من

  • صفحه اصلی
  • پروفایل
  • آرشیو
  • عناوین مطالب

روز تاریک

توسط Bluepetus | سه شنبه بیست و پنجم مرداد ۱۴۰۱ | 23:0

خب امروز وحشتناک‌ترین روز ممکن بود. انقدر از صبح اذیت شدم که الآن که به شب رسیده کم اوردم. از صبح اتفاقاتی افتاد که سعی کردم کنار بزنم و پشتشون راه برا نور خورشید باز کنم. نمیتونم بگم چقدر بهم فشار اومد. آخرش هم به دعولی خونوادگی ختم شد. اصلا دو تا دعوا هم دیدم. من پرم امروز. و تنش‌ها تموم نمیشه! همچنان دشمنی‌های پدر و مادرم رو نظاره میکنم. شب قبل مادربزرگ و پدربزرگم رو هم دیدم. دشمنی اونها قدری شدیدتره! وقتی پدربزرگم میره بیرون (به اسم کار اداری) مادربزرگم میگه باز دنبال کی راه افتادی؟

و من وحشت میکنم از عاقبت و آینده خودم.

از همه چیز گذشته چطور انقدر یه روز میتونه بد باشه؟

تنش‌های خونه حتی نمیذارن تنش‌های قبل رو هظم کنم و ازشون رها شم.

و در نهایت دندون درد هم به مجموعه اضافه میشه و گاهی از ذهنم رد میشه که امروز نحس بود! به خودم تشر میزنم.

مشخصات وب
از اینکه حرف دلم رو خوندی متشکرم . نظراتت واسم ارزشمند و زیبا هستن . روزگارت آباد♡
آرشیو وب
  • بهمن ۱۴۰۴
  • دی ۱۴۰۴
  • آذر ۱۴۰۴
  • آبان ۱۴۰۴
  • مهر ۱۴۰۴
  • شهریور ۱۴۰۴
  • مرداد ۱۴۰۴
  • تیر ۱۴۰۴
  • خرداد ۱۴۰۴
  • اردیبهشت ۱۴۰۴
  • فروردین ۱۴۰۴
  • اسفند ۱۴۰۳
  • بهمن ۱۴۰۳
  • دی ۱۴۰۳
  • آذر ۱۴۰۳
  • آبان ۱۴۰۳
  • مهر ۱۴۰۳
  • شهریور ۱۴۰۳
  • مرداد ۱۴۰۳
  • تیر ۱۴۰۳
  • خرداد ۱۴۰۳
  • اردیبهشت ۱۴۰۳
  • فروردین ۱۴۰۳
  • اسفند ۱۴۰۲
  • بهمن ۱۴۰۲
  • دی ۱۴۰۲
  • آذر ۱۴۰۲
  • آبان ۱۴۰۲
  • مهر ۱۴۰۲
  • شهریور ۱۴۰۲
  • مرداد ۱۴۰۲
  • تیر ۱۴۰۲
  • خرداد ۱۴۰۲
  • اردیبهشت ۱۴۰۲
  • فروردین ۱۴۰۲
  • اسفند ۱۴۰۱
  • آرشيو

B L O G F A . C O M

تمامی حقوق برای قسمتی واقعی و پنهان از من محفوظ است .