قسمتی واقعی و پنهان از من

  • صفحه اصلی
  • پروفایل
  • آرشیو
  • عناوین مطالب

منِ قبلا

توسط Bluepetus | چهارشنبه دوازدهم مرداد ۱۴۰۱ | 22:55

جدیدا چرا همه بهم گیر میدن که چرا تکون نمیخورم؟ چرا حرف نمیزنم؟ چرا این کارو نمیکنم؟ چرا اون کارو نمیکنم؟

ای بابا

چرا خب؟

فعلا چیزی که بهم احساس قدرت میده رانندگی هست.

بعدش اینکه در مقابل دختر چهارده ساله احساس بچگی کردم! یهو حس کردم اون بیشتر از من زندگی کرده. اما خب دغدغه جدی‌ای نیست مگه اینکه نگران باشم در مقابل کوچکتر از خودم زیادی فروتن باشم و من کوچیکتره درنظر گرفته بشم.

مسئله بعدی اینه که اشتراکم با آدمها کم شده! یعنی بحث قابل گفتن، حرف مشترک، علائق، نگرانی‌ها...

از وقتی یادم میاد توی مدرسه هم وضعم همین بود. میل به انزوا داشتم‌، مگه درکنار افراد ایمن که دوستای صمیمی من حساب میشدن.

جالبه. به خودم دارم برمیگردم و دارم شباهت بیشتری با کودکی‌هام پیدا میکنم.

مشخصات وب
از اینکه حرف دلم رو خوندی متشکرم . نظراتت واسم ارزشمند و زیبا هستن . روزگارت آباد♡
آرشیو وب
  • بهمن ۱۴۰۴
  • دی ۱۴۰۴
  • آذر ۱۴۰۴
  • آبان ۱۴۰۴
  • مهر ۱۴۰۴
  • شهریور ۱۴۰۴
  • مرداد ۱۴۰۴
  • تیر ۱۴۰۴
  • خرداد ۱۴۰۴
  • اردیبهشت ۱۴۰۴
  • فروردین ۱۴۰۴
  • اسفند ۱۴۰۳
  • بهمن ۱۴۰۳
  • دی ۱۴۰۳
  • آذر ۱۴۰۳
  • آبان ۱۴۰۳
  • مهر ۱۴۰۳
  • شهریور ۱۴۰۳
  • مرداد ۱۴۰۳
  • تیر ۱۴۰۳
  • خرداد ۱۴۰۳
  • اردیبهشت ۱۴۰۳
  • فروردین ۱۴۰۳
  • اسفند ۱۴۰۲
  • بهمن ۱۴۰۲
  • دی ۱۴۰۲
  • آذر ۱۴۰۲
  • آبان ۱۴۰۲
  • مهر ۱۴۰۲
  • شهریور ۱۴۰۲
  • مرداد ۱۴۰۲
  • تیر ۱۴۰۲
  • خرداد ۱۴۰۲
  • اردیبهشت ۱۴۰۲
  • فروردین ۱۴۰۲
  • اسفند ۱۴۰۱
  • آرشيو

B L O G F A . C O M

تمامی حقوق برای قسمتی واقعی و پنهان از من محفوظ است .