قسمتی واقعی و پنهان از من

  • صفحه اصلی
  • پروفایل
  • آرشیو
  • عناوین مطالب

نشد انگار

توسط Bluepetus | چهارشنبه دوازدهم مرداد ۱۴۰۱ | 17:35

خب مسئله اینجاس که پدرم همچنان به خیانتش ادامه میده. گوشیش هم همچنان شبیه گاوصندوقه.

هنوز به شدت از این مسئله ناراحت میشم.

اینها به کنار،توی روابط اجتماعی وضع داغونی دارم. توی محل کار احساس فشار میکنم‌. چون ساکتم و تمام تمرکزم روی کارم هست. با کسی انچنان صمیمی برخورد نمیکنم و خلاصه که زیادی سرم تو کار خودم هست.

حس غم دارم. هروقت نسبت به پدرم دچار حس‌های بد میشم، با بقیه اعضای خانواده هم نمیتونم رابطه برقرار کنم. مضطرب و غمگین میرم توی اتاقم و سعی میکنم به خودم اعتراف نکنم که واسم سخته.

دوستام هم دود شدن، بخار شدن... طوری که انگار از اول نبودن. بهشون خیلی نیاز داشتم. اما خیلی کم بودن. یا اگه بودن کیفیت بودنشون کم بود. در نهایت بار همه چیزو تنهایی به دوش میکشم.

حتی دیگه الان پولی برا خرج نکردن هم ندارم. به نوعی پولهامو خیلی مسخره از دست دادم.

خلاصه بخوام بگم، همون آش و همون کاسه، زندگی باز واسم سخت میگذره.

مشخصات وب
از اینکه حرف دلم رو خوندی متشکرم . نظراتت واسم ارزشمند و زیبا هستن . روزگارت آباد♡
آرشیو وب
  • بهمن ۱۴۰۴
  • دی ۱۴۰۴
  • آذر ۱۴۰۴
  • آبان ۱۴۰۴
  • مهر ۱۴۰۴
  • شهریور ۱۴۰۴
  • مرداد ۱۴۰۴
  • تیر ۱۴۰۴
  • خرداد ۱۴۰۴
  • اردیبهشت ۱۴۰۴
  • فروردین ۱۴۰۴
  • اسفند ۱۴۰۳
  • بهمن ۱۴۰۳
  • دی ۱۴۰۳
  • آذر ۱۴۰۳
  • آبان ۱۴۰۳
  • مهر ۱۴۰۳
  • شهریور ۱۴۰۳
  • مرداد ۱۴۰۳
  • تیر ۱۴۰۳
  • خرداد ۱۴۰۳
  • اردیبهشت ۱۴۰۳
  • فروردین ۱۴۰۳
  • اسفند ۱۴۰۲
  • بهمن ۱۴۰۲
  • دی ۱۴۰۲
  • آذر ۱۴۰۲
  • آبان ۱۴۰۲
  • مهر ۱۴۰۲
  • شهریور ۱۴۰۲
  • مرداد ۱۴۰۲
  • تیر ۱۴۰۲
  • خرداد ۱۴۰۲
  • اردیبهشت ۱۴۰۲
  • فروردین ۱۴۰۲
  • اسفند ۱۴۰۱
  • آرشيو

B L O G F A . C O M

تمامی حقوق برای قسمتی واقعی و پنهان از من محفوظ است .