از اونجایی که عمم ریکوئست داده بود توی اینستا، رفتم لیست و چک کردم. یه دختر بینشون بود. که الف فالو کرده بودش. شاید بگید خب مگه چیه؟ حالا الف دختر فالو کنه چیز خاصیه مگه؟ آره چیز خاصیه. چون وقتی من رو فالو کرد، وقتی باهم آشنا شدیم، فقط صفحه عمش و دخترخالش که متاهل بود رو داشت. همه آقا بودن. آدمی نیس که ده تا دوست اجتماعی و جاست فرند و فلان داشته باشه. اغلب دوستاش من رو میشناسن. با اینکه سعی میکردیم غیرعلنی نگه داریم رابطمون رو. اما چن تا دختر توی اینستاش هست که گاهی فکرم رو مشغول میکنه. باعث میشه ۱۰۰ بهش اعتماد نداشته باشم. اما اینکه یکی از اونها من رو فالو کرده یکم بدبینم کرد. با خودم فکر کردم اگه بهم خیانت کنه و من متوجه نباشم چی؟ من بهش اعتماد زیادی دارم و همین گاهی باعث میشه اعتمادم کم شه. میترسم از اینکه یه روز متوجه شم اشتباه کردم و حقیقت هم جلوی چشمم بوده باشه.
بدون اینکه اثباتی وجود داشته باشه، نسبت به الف گارد دارم. واقعا اگه اونطور که فکر میکنم نباشه چی؟
اما الف وقتی از هم جدا شدیم نزدیک بود اشکش دربیاد. میتونه بهم خیانت کنه؟ اصلا آخرش که چی؟ اگه یه روز بهم خیانت کرد چی؟
از ۹ صبح امروز تا ۱۱و نیم شب، دوست من پیام احوالپرسی من رو جواب نداده. فرض میکنم حتی ۳۰ ثانیه هم وقت نداشته. گاهی پیش میاد ادم دلش نخواد صحبت کنه.
اون یکی دوستم بهم زنگ زده و داره با هماتاقیاش هم حرف میزنه! اون هم میگم حواسپرت بوده.
درست نیس ولی.
دلم میخواد یه درخت باشم. هیچ نیازی به ارتباط نداشته باشم. یه گوشه فتوسنتزمو کنم.
گاهی به غلط کردن میوفتم که وارد رابطه عاطفی شدم و خداخدا میکنم جدا شیم. گاهی هم میگم چقدر خوب شد کنارم هست. وجودش معجزس.
منم کم عجیب نیستم🤪