قسمتی واقعی و پنهان از من

  • صفحه اصلی
  • پروفایل
  • آرشیو
  • عناوین مطالب

قدم

توسط Bluepetus | شنبه بیست و هشتم خرداد ۱۴۰۱ | 20:54

یکم پروژه رو پیش بردم. در مورد ادامه تحصیل هنوز مطمئن نیستم. بعد از مدت‌ها امشب وقتی فهمیدم پدرم از خونه زیاد دور شده، عصبی شدم. یعنی یکم مضطربم باز. تا یکی دو هفته دیگه دوستام تموم میشه امتحانشون. البته شک دارم با بیرون رفتن با اونها هم حالم انچنان تغییر کنه.

اینبار بیش از هروقت دیگه به کار نیاز دارم. یه فضا که بتونم داخلش تلاش کنم، پیشرفت کنم و مستقل شم.

ترجیح میدم ساعت کاریم هم بعداز ظهر باشه. که عصر خونه نباشم و از نبودن پدرم حرص نخورم که البته نگران باقی خانواده میشم.

بیخیالش. فقط کارهامو جلو ببرم. بیخیال واقعا. به تخم کبوترها. پدرم هرکار کرد، هرکس هرطور شد، حتی زندگی خودم، همه چیز به تخم کبوترها. فقط سعی میکنم یکم جلو برم. بسه همینقدر.

مشخصات وب
از اینکه حرف دلم رو خوندی متشکرم . نظراتت واسم ارزشمند و زیبا هستن . روزگارت آباد♡
آرشیو وب
  • بهمن ۱۴۰۴
  • دی ۱۴۰۴
  • آذر ۱۴۰۴
  • آبان ۱۴۰۴
  • مهر ۱۴۰۴
  • شهریور ۱۴۰۴
  • مرداد ۱۴۰۴
  • تیر ۱۴۰۴
  • خرداد ۱۴۰۴
  • اردیبهشت ۱۴۰۴
  • فروردین ۱۴۰۴
  • اسفند ۱۴۰۳
  • بهمن ۱۴۰۳
  • دی ۱۴۰۳
  • آذر ۱۴۰۳
  • آبان ۱۴۰۳
  • مهر ۱۴۰۳
  • شهریور ۱۴۰۳
  • مرداد ۱۴۰۳
  • تیر ۱۴۰۳
  • خرداد ۱۴۰۳
  • اردیبهشت ۱۴۰۳
  • فروردین ۱۴۰۳
  • اسفند ۱۴۰۲
  • بهمن ۱۴۰۲
  • دی ۱۴۰۲
  • آذر ۱۴۰۲
  • آبان ۱۴۰۲
  • مهر ۱۴۰۲
  • شهریور ۱۴۰۲
  • مرداد ۱۴۰۲
  • تیر ۱۴۰۲
  • خرداد ۱۴۰۲
  • اردیبهشت ۱۴۰۲
  • فروردین ۱۴۰۲
  • اسفند ۱۴۰۱
  • آرشيو

B L O G F A . C O M

تمامی حقوق برای قسمتی واقعی و پنهان از من محفوظ است .