قسمتی واقعی و پنهان از من

  • صفحه اصلی
  • پروفایل
  • آرشیو
  • عناوین مطالب

مواجهه با خشم و نفرت

توسط Bluepetus | پنجشنبه نوزدهم اسفند ۱۴۰۰ | 23:6

کمالطلبیم باز اوج گرفته. یه تمیز کردن ساده ساعت‌ها وقتم رو گرفته. استرس گرفتم. و نگرانم که کی قراره کارم رو تموم کنم. کاش کارا رو بیشتر تموم میکردم.

از پدرم هم عصبانیم. چون خیلی بدخلق شده. الکی بهانه‌گیری میکنه، نق میزنه و یجوریه انگار بزور خونه‌است. خب برو😕 خسته شدم واقعا. با منت میاد خونه. البته اینها خیلی شدید نیست. در حدیه که فقط من بهم بریزم. مامانم رو درک نمیکنم. نمیفهممش. انگار مشکل تمرکز داره. نمیتونه خوب فکر کنه. شاید به همین خاطره داغون نمیشه. تصور اینکه واسه عیددیدنی ممکنه بریم خونه کسایی که بابا بهشون پیام میداد، مو به تنم سیخ میکنه. آخه من چطور باهاشون رو در رو شم؟ و چطور داغون نشم؟ یا چطور بپیچونم و نرم؟ بدون اینکه هی بخوان گلایه کنن؟ اصلا تا کی میتونم فرار کنم؟

راحته که ادمها رو تو دردسر بندازی اما نذاری به خودت بد بگذره؟

آه چقدر عصبانی و ناراحتم.

کی میخواد این حسام تموم شه؟

از هر کی که میشناسم از اقوام متنفرم. حتی از آقای ی. تا حدی از بقیه ادمها هم بدم میاد و کمی بیشتر از غریبه‌ها از خودم.

من الآن برم عیددیدنی و به اون آدمها دست بدم؟ در حالیکه پدرم هم همراهمه؟ این شوخیه دیگه؟ آره؟

خدای من...

مشخصات وب
از اینکه حرف دلم رو خوندی متشکرم . نظراتت واسم ارزشمند و زیبا هستن . روزگارت آباد♡
آرشیو وب
  • بهمن ۱۴۰۴
  • دی ۱۴۰۴
  • آذر ۱۴۰۴
  • آبان ۱۴۰۴
  • مهر ۱۴۰۴
  • شهریور ۱۴۰۴
  • مرداد ۱۴۰۴
  • تیر ۱۴۰۴
  • خرداد ۱۴۰۴
  • اردیبهشت ۱۴۰۴
  • فروردین ۱۴۰۴
  • اسفند ۱۴۰۳
  • بهمن ۱۴۰۳
  • دی ۱۴۰۳
  • آذر ۱۴۰۳
  • آبان ۱۴۰۳
  • مهر ۱۴۰۳
  • شهریور ۱۴۰۳
  • مرداد ۱۴۰۳
  • تیر ۱۴۰۳
  • خرداد ۱۴۰۳
  • اردیبهشت ۱۴۰۳
  • فروردین ۱۴۰۳
  • اسفند ۱۴۰۲
  • بهمن ۱۴۰۲
  • دی ۱۴۰۲
  • آذر ۱۴۰۲
  • آبان ۱۴۰۲
  • مهر ۱۴۰۲
  • شهریور ۱۴۰۲
  • مرداد ۱۴۰۲
  • تیر ۱۴۰۲
  • خرداد ۱۴۰۲
  • اردیبهشت ۱۴۰۲
  • فروردین ۱۴۰۲
  • اسفند ۱۴۰۱
  • آرشيو

B L O G F A . C O M

تمامی حقوق برای قسمتی واقعی و پنهان از من محفوظ است .