قسمتی واقعی و پنهان از من

  • صفحه اصلی
  • پروفایل
  • آرشیو
  • عناوین مطالب

ترس‌هایی بزرگتر از خود زندگی

توسط Bluepetus | پنجشنبه شانزدهم دی ۱۴۰۰ | 12:54

یجوری خسته‌ام که تاب هیچ مشکلی رو ندارم. از هر چیزی میترسم. نمیتونم ذوق کنم، خیالپردازی کنم و به آینده امید داشته باشم. تا به هر چیز فکر میکنم سختی‌ها و جنبه‌های منفی اون به چشمم سخت تر و بزرگتر میاد. هیچ چیزی به وجد نمیارتم. نه کار نه ازدواج نه زندگی مستقل... انقدر بی‌انگیزه شدم که به تموم کردن کارهام هم اهمیت زیادی نمیدم. فقط زیر پتو کز کردم و غصه میخورم. نه من آماده نیستم که ازدواج کنم و مادرشوهرم باهام بدخلقی کنه که از پدر و مادرم دور شم و عذاب وجدان و احساس گناه بگیرم. آماده نیستم برم سرکار و باهام بدرفتاری بشه. من آماده نیستم که درسم تموم شه و کار پیدا نکنم. تحمل هیچی رو ندارم.

تحمل بیماری رو هم ندارم. میخوام برم تو یه غار و چن سال فقط بخوابم. نه حتی اینو هم نمیخوام.

من از مشکلات میترسممممممممم!

مشخصات وب
از اینکه حرف دلم رو خوندی متشکرم . نظراتت واسم ارزشمند و زیبا هستن . روزگارت آباد♡
آرشیو وب
  • بهمن ۱۴۰۴
  • دی ۱۴۰۴
  • آذر ۱۴۰۴
  • آبان ۱۴۰۴
  • مهر ۱۴۰۴
  • شهریور ۱۴۰۴
  • مرداد ۱۴۰۴
  • تیر ۱۴۰۴
  • خرداد ۱۴۰۴
  • اردیبهشت ۱۴۰۴
  • فروردین ۱۴۰۴
  • اسفند ۱۴۰۳
  • بهمن ۱۴۰۳
  • دی ۱۴۰۳
  • آذر ۱۴۰۳
  • آبان ۱۴۰۳
  • مهر ۱۴۰۳
  • شهریور ۱۴۰۳
  • مرداد ۱۴۰۳
  • تیر ۱۴۰۳
  • خرداد ۱۴۰۳
  • اردیبهشت ۱۴۰۳
  • فروردین ۱۴۰۳
  • اسفند ۱۴۰۲
  • بهمن ۱۴۰۲
  • دی ۱۴۰۲
  • آذر ۱۴۰۲
  • آبان ۱۴۰۲
  • مهر ۱۴۰۲
  • شهریور ۱۴۰۲
  • مرداد ۱۴۰۲
  • تیر ۱۴۰۲
  • خرداد ۱۴۰۲
  • اردیبهشت ۱۴۰۲
  • فروردین ۱۴۰۲
  • اسفند ۱۴۰۱
  • آرشيو

B L O G F A . C O M

تمامی حقوق برای قسمتی واقعی و پنهان از من محفوظ است .