نمیتونم کنار بیام! نمیتونم به راحتی ادامه بدم. در یک کلام دارم کم میارم. از رفتارهای آنرمال پدرم خسته ام از خودشیفتگی مادرم خستهام از خیانت پدرم.... از جنگیدن برای حال خوب خستهام.
نه انقدری پول و زمان دارم که برم پیش بهترین روانشناس ها و نه حتی سراغ دارم.
و نه تنها از پس این بار برمیام.
دلم برا پدرم میسوزه همزمان ازم متنفرم ازش چندشم میشه دوستش دارم و ازش عصبانیم. چرا؟ چون نمیشناسمش. نمیفهممش.
چرا مادرم نگران چیزی نیس؟ چرا انقدر همه راحتن؟
از تهدیدها و بدجنسیهای پدرم ، از خشم مادرم... از همشون خستهام.
سوال اینه که چطور ادامه بدم؟ چطور برخیزم و به کارهام برسم؟
من با این پدر چه کنم؟
نه تنها حمایتکنندهای ندارم بلکه من باید بقیه رو حمایت کنم. تا کسی بگه تو... مثل بمب میترکم. بس که پر حرفم.
من فقط یه چیز میخوام بدونم. با پدرم چه کنم؟