توسط Bluepetus
| چهارشنبه بیست و چهارم آذر ۱۴۰۰ | 8:12
از یه طرف دلم میخواست بره، خودش رو از من نجات بده از یه طرف جزئی از من بود اگه میرفت خیلی چیزها رو با خودش میبرد. دلم میخواست بهش بگم نرو تو اتصال من با زندگی هستی.
اما نگفتم. گفتم اگه قراره بره بذار همین الان بره.
نه رفتنش به ظاهر محال بود. او قلب من بود...