قسمتی واقعی و پنهان از من

  • صفحه اصلی
  • پروفایل
  • آرشیو
  • عناوین مطالب

نمیشه، اصرار نباید کرد

توسط Bluepetus | جمعه دوم خرداد ۱۴۰۴ | 18:32

امروز رفتم دویدم. پسرهای جذابی رو دیدم اما انگار هنوز دیوارهام بلند هستن و نفوذناپذیر بنظر میام. از کلاهی که سرم میذارم که نصف بیشتر چهره ام و میپوشونه تا رفتار جدی. یه جا یکی گفت والیبال بازی میکنی؟ بهش اشاره کردم که نه یهو دیدم از سمت راستم به موازات نگاه پسر، پسری داره میاد و انگار با اون بود نه من. خیلی خجالت کشیدم. و امیدوار بودم اونها هم گیج بشن که من با اونها بودم یا نه. ۱۰ درصد خوشحال بودم که با چ به جایی نرسیدیم که شاید با پسر جذابتری تو زندگیم بیاد و ۹۰ درصد برای از دست دادنش غصه میخوردم. بعد مدتها پسری و دیدم که از نظرم آدم خفنی بود... دویدم، گشتم، و بدون واکنش از سمت من یا پسرهای دیگه، عبور کردم و به سمت خونه رانندگی کردم. اشکهام داشت به زندگی التماس میکرد که بذار یکم خوشحالتر باشم، که اسمش افتاد روی گوشیم. خواست ببینیم همو، فورا قبول کردم. اولش شفافیت حرفمون کم بود. من فکر کردم اون با شرایط من اوکیه و اون هم بلعکس. یکی دو ساعت کنارهم سپری کردیم تا اینکه دوباره درباره خواسته هامون صحبت کردیم. میدونم نمیشه. میدونه نمیشه. دلمون نیومد دل بکنیم. قصد دارم یه هدیه کوچولو واسش بخرم و باهاش خداحافظی کنم. دلم میخواد بدونه چقدر واسم ارزشمنده. تو بیان احساساتم قوی نیستم. معمولا ربع حسم و هم نشون نمیدم. با اینحال اون آدم باهوش و جالبیه. خیلی چیزها رو حس میکرد. امیدورام آدمی با شخصیت مشابه اون ملاقات کنم. مثل یه پرونده بازه واسم. دلم میخواد واسش دعا کنم که همیشه خوشحال باشه. هر چقدر اون واسه من آدم حسابی بود، منم واسه اون همینطور بودم.

حتی یذره هم حوصله کار جدی و ندارم. حوصله پروژه و یادگیری های مربوط به کار...

دلم میخواد یکم از این ابهام فرار کنم. برم تو آینده، یه چیز خوب ببینم و با خیال راحتتری این روزها رو سپری کنم.

مغزم یکم تحت فشاره. من دوست صمیمی دختر ندارم. یعنی هستن نزدیکم اما در دسترسم نه. بنظر میاد فکری که درباره عشقم داشتم، درسته. اینکه میگفتم عشق زیادی دارم که دلم میخواد نصیب کسی کنم. و کسی نیست! چ متوجه عشق و مهربونیم شد. راستش احساساتم جریحه دار میشه. هم از اینکه دوست صمیمی و قابل اتکایی ندارم، هم اینکه اونی که من و دید و نمیتونم داشته باشم. چرا زندگی اینطوریه؟

مشخصات وب
از اینکه حرف دلم رو خوندی متشکرم . نظراتت واسم ارزشمند و زیبا هستن . روزگارت آباد♡
آرشیو وب
  • بهمن ۱۴۰۴
  • دی ۱۴۰۴
  • آذر ۱۴۰۴
  • آبان ۱۴۰۴
  • مهر ۱۴۰۴
  • شهریور ۱۴۰۴
  • مرداد ۱۴۰۴
  • تیر ۱۴۰۴
  • خرداد ۱۴۰۴
  • اردیبهشت ۱۴۰۴
  • فروردین ۱۴۰۴
  • اسفند ۱۴۰۳
  • بهمن ۱۴۰۳
  • دی ۱۴۰۳
  • آذر ۱۴۰۳
  • آبان ۱۴۰۳
  • مهر ۱۴۰۳
  • شهریور ۱۴۰۳
  • مرداد ۱۴۰۳
  • تیر ۱۴۰۳
  • خرداد ۱۴۰۳
  • اردیبهشت ۱۴۰۳
  • فروردین ۱۴۰۳
  • اسفند ۱۴۰۲
  • بهمن ۱۴۰۲
  • دی ۱۴۰۲
  • آذر ۱۴۰۲
  • آبان ۱۴۰۲
  • مهر ۱۴۰۲
  • شهریور ۱۴۰۲
  • مرداد ۱۴۰۲
  • تیر ۱۴۰۲
  • خرداد ۱۴۰۲
  • اردیبهشت ۱۴۰۲
  • فروردین ۱۴۰۲
  • اسفند ۱۴۰۱
  • آرشيو

B L O G F A . C O M

تمامی حقوق برای قسمتی واقعی و پنهان از من محفوظ است .