قسمتی واقعی و پنهان از من

  • صفحه اصلی
  • پروفایل
  • آرشیو
  • عناوین مطالب

خوب شد

توسط Bluepetus | پنجشنبه بیست و پنجم بهمن ۱۴۰۳ | 21:49

چن وقتیه گیر دادم به ظاهرم. فکر میکنم به اندازه کافی جذاب نیستم که پیشنهادات خوبی بگیرم. ولی بنظرم اخلاقم بیشتر از ظاهرم موثر باشه. جدا از اون جایی نمیرم که آدمی و ببینم. سرکار، خونه. برا همین تصمیم دارم وارد پروسه دوست یابی بشم. هم دختر هم پسر. بتونم کمتر مضطرب شم و صمیمانه رفتار کنم. البته نه اونقدر صمیمی که از اون ور بوم بیوفتم. فردا قراره برم یه جای جدید و آدمهای جدیدی ببینم. نگرانم نتونم خوب عمل کنم. ترس از شکست همیشه باعث شکست قطعیم شده. فردا میرم که اگر هم شکست بخورم حداقل یه شکست واقعی باشه.

این دو روز زیادتر به ب فکر کردم. بنظر میرسه قدرت لاس زنیم حسابی کم شده. یعنی دل و دماغ قبل و ندارم. با ۲ تا جمله خستم میشه و آرزو میکنم کاش حرف زدن و شروع نکرده بودیم. نسبت به پ هم همینطور بودم. پ بیشتر حرف میزد. اگه منتظر سوال پرسیدن من میشد شاید مکالممون خیلی یخ میشد.

وضعیت خنده داریه. از سینگلی ناله میکنم و حریصم برا ارتباط، و همزمان حوصله کسی و ندارم.

دارم چیزهای جدیدی درمورد خودم میفهمم. مثلا فکر میکردم آدم خشک و غیرمنعطفیم. مشخص شد تو رابطم با الف انعطافم زیاده از حد هم بود. فکر میکردم لجباز و یه دنده ام. الف همیشه میگفت. و فهمیدم مثل موم تو دست الف بودم. فکر میکردم عشوه و نازم ادا و فریبکاریه. فهمیدم اون آدم خشک و غیراجتماعی نسخه سانسورشده و فاکتور گرفته شده منه. خیلی چیزای دیگه هم فهمیدم. شوکه ام. خودم خیلی جذابتر شدم واسه خودم. اون همه دلمردگی، طبیعی بود.

از اینکه هنوز اسمی از الف میارم، یا اینکه ازش عصبانی و متنفر میشم احساس بدی دارم. دلم میخواد واقعا واسم تموم بشه. اما من تازه دارم میفهمم چی بهم گذشته بود. رابطه ای که فکر میکردم سالمه، یه رابطا سمی بود. رفتارهای مالکانه الف نشون از پارانویا و کنترل گری هم داشت. اما من با اینکه اذیت میشدم خودم باهاش مطابقت میدادم. گاهی دعوا میکردیم اما هیچوقت فکر نمیکردم حق با من بود. تجربه شگفت انگیزی بود. با این حجم از تفکر اشتباه و وابستگی که داشتم خیلی عجیبه که آسیب موندگاری ندیدم. خیلی خوب شد که باهاش ازدواج نکردم و اینکه با پشتکار رفتم پیش روانشناس. این اشتباه مهلک تموم شد و من زندگی دوباره پیدا کردم.

مشخصات وب
از اینکه حرف دلم رو خوندی متشکرم . نظراتت واسم ارزشمند و زیبا هستن . روزگارت آباد♡
آرشیو وب
  • بهمن ۱۴۰۴
  • دی ۱۴۰۴
  • آذر ۱۴۰۴
  • آبان ۱۴۰۴
  • مهر ۱۴۰۴
  • شهریور ۱۴۰۴
  • مرداد ۱۴۰۴
  • تیر ۱۴۰۴
  • خرداد ۱۴۰۴
  • اردیبهشت ۱۴۰۴
  • فروردین ۱۴۰۴
  • اسفند ۱۴۰۳
  • بهمن ۱۴۰۳
  • دی ۱۴۰۳
  • آذر ۱۴۰۳
  • آبان ۱۴۰۳
  • مهر ۱۴۰۳
  • شهریور ۱۴۰۳
  • مرداد ۱۴۰۳
  • تیر ۱۴۰۳
  • خرداد ۱۴۰۳
  • اردیبهشت ۱۴۰۳
  • فروردین ۱۴۰۳
  • اسفند ۱۴۰۲
  • بهمن ۱۴۰۲
  • دی ۱۴۰۲
  • آذر ۱۴۰۲
  • آبان ۱۴۰۲
  • مهر ۱۴۰۲
  • شهریور ۱۴۰۲
  • مرداد ۱۴۰۲
  • تیر ۱۴۰۲
  • خرداد ۱۴۰۲
  • اردیبهشت ۱۴۰۲
  • فروردین ۱۴۰۲
  • اسفند ۱۴۰۱
  • آرشيو

B L O G F A . C O M

تمامی حقوق برای قسمتی واقعی و پنهان از من محفوظ است .