قسمتی واقعی و پنهان از من

  • صفحه اصلی
  • پروفایل
  • آرشیو
  • عناوین مطالب

رکبعلی

توسط Bluepetus | پنجشنبه یازدهم بهمن ۱۴۰۳ | 13:39

تراپیستم گفت چون از سن کم با الف وارد رابطه شدیم و بعد از هم دور شدیم طبیعی بوده که خیانت کرده. منم مثل اون بودم. اما وفا کردم. الف میگفت انقدر من خوبم که به بقیه فکر نمیکنه... همش بولوف بود. احساس باخت میکنم. احساس قهر میکنم. از کی و با کی؟ هیچکس و همه. فهمیدم نیازه اول رابطه و آشنایی، مهربونی و لطافت بیشتری نشون بدم و در ادامه دادو ستد کنم با طرف مقابلم. کمی گریه کردم. بدنم سوزن سوزن میشه و هنوز میل دارم گریه کنم. یعنی آدمی مثل من پیدا نمیشه؟ مهربون، امن، وفادار؟ دوباره اشک تو چشمم جمع شد. منتظر تماس پسر جدیده ام. میخوام سعی کنم به عنوان یه آدم جدید تو زندگیم به رسمیت بشناسمش. اسمش رو میذارم پ. سعی میکنم باهاش بهتر رفتار کنم و بیشتر بشناسمش. خیلی حوصله سنجش ندارم. انرژی برای تشخیص راست از دروغ، درست از غلط و پیدا کردن ردفلگ ها رو ندارم. کاش الآن زندگیم یه دکمه داشت. دکمه آسان سازی.

مشخصات وب
از اینکه حرف دلم رو خوندی متشکرم . نظراتت واسم ارزشمند و زیبا هستن . روزگارت آباد♡
آرشیو وب
  • بهمن ۱۴۰۴
  • دی ۱۴۰۴
  • آذر ۱۴۰۴
  • آبان ۱۴۰۴
  • مهر ۱۴۰۴
  • شهریور ۱۴۰۴
  • مرداد ۱۴۰۴
  • تیر ۱۴۰۴
  • خرداد ۱۴۰۴
  • اردیبهشت ۱۴۰۴
  • فروردین ۱۴۰۴
  • اسفند ۱۴۰۳
  • بهمن ۱۴۰۳
  • دی ۱۴۰۳
  • آذر ۱۴۰۳
  • آبان ۱۴۰۳
  • مهر ۱۴۰۳
  • شهریور ۱۴۰۳
  • مرداد ۱۴۰۳
  • تیر ۱۴۰۳
  • خرداد ۱۴۰۳
  • اردیبهشت ۱۴۰۳
  • فروردین ۱۴۰۳
  • اسفند ۱۴۰۲
  • بهمن ۱۴۰۲
  • دی ۱۴۰۲
  • آذر ۱۴۰۲
  • آبان ۱۴۰۲
  • مهر ۱۴۰۲
  • شهریور ۱۴۰۲
  • مرداد ۱۴۰۲
  • تیر ۱۴۰۲
  • خرداد ۱۴۰۲
  • اردیبهشت ۱۴۰۲
  • فروردین ۱۴۰۲
  • اسفند ۱۴۰۱
  • آرشيو

B L O G F A . C O M

تمامی حقوق برای قسمتی واقعی و پنهان از من محفوظ است .